محمد بن هندوشاه نخجوانى

173

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

متردد بوده و با قطاع و حراميان محاربت و مقاتلت و مصادمت و مقارعت نموده بامارت قفل و كاروانسالارى تعيين كرده شد تا بدفع قصاد و قطاع مشغول شده كاروانيان « 1 » را بمقاصد و مساكن خود رساند و در مواضع مخوفه نوكران را معين گرداند تا در شب بنوبت « 2 » كشيك دارند بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا جماعت اعيان تجار و اكابر قفل بايدو « 3 » را كاروانسالار آن قافله دانسته در توقير و احترام و تبجيل و اكرام او كوشند و در هر « 4 » مهم و مصلحت كه ايشان را سانح و عارض گردد باتفاق پيش او آيند و برو عرض كنند و از سخن و صواب‌ديد او تجاوز ننمايند « 5 » و راى او را در فرو آمدن و برنشستن معتبر و معوّل عليه دانند و رسمى كه معهودست و بديگر « 6 » قافله‌سالاران رسيده با او جواب گويند تا در وجه « 7 » اخراجات خود و مصالح و نوكران و چهارپايان ايشان به مصرف رسانيده بدين مهم اهم مشغول گردد امراء تومانات و هزارها و صدها و حكام و متصرفان ولايات « 8 » و جماعت صحرانشينان از اردوى معظم تا مملكت خراسان و قومس « 9 » و مازندران مىبايد كه بهروقت كه بايدو « 10 » قورچى « 11 » را جهت دفع دزدان و حراميان

--> ( 1 ) - آ : كا ؟ ؟ ؟ شان ، ب : كىيشان ، ت : كاروان . ( 2 ) ت : نوبت و . ( 3 ) ب ت : بايدو ، ث : بايدور . ( 4 ) ت : همه . ( 5 ) - آ ب ت : نكنند . ( 6 ) ب : تذك ؟ ؟ ؟ ر . ( 7 ) ب : وق ؟ ؟ ؟ . ( 8 ) ت : ولايت . ( 9 ) ب : قوم ، ت : قومش . ( 10 ) - ب : بايد ؟ ؟ ؟ ، ت : با ؟ ؟ ؟ دو ، ث : بايدوى . ( 11 ) - ب ت ث : قورجى .